خرید بک لینک
۱۰۰ سال دیگه قول محال ۱۰۰ ساله عروسی سلام خوبی؟ حالت چطوره ؟ سایه ات سنگین شده کم پیدایی! خب بذارید بگیره عروسیشو مگه چیه ؟؟بلخره هر ودر مادری دوس داره پسرش و دخترش توی لباس دامادی ببینه خب خودش میخواد هزینه کنه بگیره !بخدا الان داداشتم میگه عروسی نمیخوام و مامانت میگه عروسی نمیگیرم ولی بعدا پشیمان میشن. میگن کاش میگرفتیم زمان آینده پس روز بعد عروسی جای دعوت بشن برن. میگن ای داد بیداد کاش کا هم عروسی میگرفتیم و غصه میخورن !نمیدونم والا چی بگم این نظر شخصی منه ! .بد به دلت رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

اول سلام خیلی آتیشت تنده هااااحسابی عصبانی هستی ! آره در مورد عروسی حق با تو عروسی طرف شما واقعا به مفهوم واقعی عروسیه و خیلی خوبه و همیشه دوس داشتم عروسی طرف شما دعوت بشم خب عروسی تو فقط فک کنم به من خوش نگذشت اونم فقط دلیلش حال روحی خودم بود ! ولی گذشته از عروسی تو دوس داشتم داداشت عروسی بگیره بیااااام هااا یعنی دیگه فقط یه صندلی بگیرم اون جلو بشینم. تماشااااا کنم میدونم الان داری میگی چشم چرونی موخا با چوبی گرز گرانی چیزی بزنی تو سرم نخییییر من موخام بشینم جلو ببینم قشنگ رقص یاد بگیرم ❤️والا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

آره ما هم خیلی گنجشک هامون سحر خیز هستند البته ماهم دوتا طوطی گرفتیم خیلی سحر خیز بودن و سر صدا میکردن که یه پارچه میندازیم روی قفسشون پا به پای ما میخوابن ! حالا از دست من چرا شاکی هستی مجدد؟؟ هر وقت خواستی زنگ بزن دعوا کن والا من لذت میبرم از دعوا کردن تو اصلا شکل دعوا کردن نیست آدم دوس داره مجدد همون کار تکرار کنه دوباره دعواش کنی ! دیه چ خبر ؟ خودت الحمدالله خوبی؟

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

الو سلام خوبی؟ سلامتی والا خوبم خدارو شکر منم میگذرونم اتفاقا دیذوز داشتم میگفتم به همکارم که عمرمون چقدر بی برکت شده قبلا اینقدر زود دیگه عید نمیشد اینقدر زود بهار تموم نمیشد. چطور شده آخه !؟ خب تو چرا گاهی آشفته ای ! یکمی ریلکس کن موزیک گوش بده ! والا بخوای بشینی بری تو فکر هی بدتر میشه هی افکار منفی میاد سراغ آدم ! دیگه چه خبرا ! کی میاید اینجا ؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

الو سلام خوبی؟ حالت چطوره ؟ چیکار میکنی ؟ آهنگ گوش. میدی بی حوصله میشی؟ عجیبه هااا! والا چی بگم ! سریال همو نگاه کن و صفا کن خوش بحالت من وقت نمیکنم تلویزیونم نگاه کنم ! خو بیاید سری بزنید دیگه. امانتی مگه نداشتید اینجا ! البته خبر آمد که آمدید و رفتید ! بابا سری میزدید اینجا خونه خودتونه این همه تاروف نمیدونم دیگه چیه !

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

الو سلام خوبی؟ حالت چطوره ؟ میگفتی یه گاوی . گوسفندی . شتری . خروسی . چیزی جلو پات سر ببرم !!! بلخره اومدی ! والا گفتم قهر کردی دیگه یه پیام هم دادم اینستا زیاد تحویل نگرفتی ! . بابا درست چی میگی ! بخدا دلم برات یذره شده. اینقدر بادت بودم هر شب خوابتو دیدم ! منم دیشب خوابتو دیدم از دیشب هی صدات کردم ! چه خبر ! یکمی هم دلت به حال خودمون بسوزه خوووو ما چه گناهی داریم ،! من به وقت دل گرفتی و سختی تورو صدا میزنم تو دلم ! ♥️

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

۱۰۰ سال دیگه قول محال ۱۰۰ ساله مررررررررررررررررررررسی سلام خوبی؟حالت چطوره ؟ممنونم از لطفت قشنگ ترین تبریک تولد از عشق جانت بشنوی خیلی حال میده هاااا.ده بار خوندمش عشق میکنم مرداد ماهی جان گفتنت در پوست خودم نمی گنجم .مرررررسی یادم بودی البته توی اینستا هم کیلیپ که فرستادی ددم ذوق مرگ شدم که فقط یه فروردینی میتونه از پس من بر بیاد .چه خبر ؟گوشیم سوخته یه یک هفته ای به زور با لب تاب فقط چند دقیقه اومدم اینستا پیامت دیدم .این روزا بدون گوشی عذاب میکشم هاااا یعنی بدون گوشی باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 11:25

من یقین دارم!

کسی ظرف دعا را جابجا کرده !

تورا من آرزو کردم !

کسی دیگر تورا دارد

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:17

گهی بر درد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم ...

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:17

4 دی ماه شیفت شب که تموم شد ساعت 8 صبح نامه استعفا خودمو از شرکت گذاشتم روی میز ونوشتم قادر به همکاری با شما نیستم با حقوق ماهی 7 میلیون تومن !پرانتز ( ۴ دی ماه پارسال هم روزی بود که همسر سابق کل اسباب اومدن بردن و خونه خالی کردن ! یادته عکس قبل و بعدش برات فرستادم ) به اندازه یک آدم فوق فنی داشتم کار میکردم اما دیدم ارزش نداره با بی رحمی و ستمی که به دیگر کارگرا میکردن من این پولو. قدم بزنم توی خیابون میتونم در بیارم پس اومدم بیرون !هدف های بزرگتری دارم البته الان فعلا هیچ برنامه ای ندارم اما تمرکزم گذاشتم برای هدف بزرگم و یه درس عبرت شد برام. رفیق و شریکمم شناختم که شعار توانمند شدن در کنار همدیگرو میداد پشت من در نیامد و بیاد بیرون الان تمام پولام و اموالم در انحصار اون هست و راضی به جدا کردن اموال نیست فعلا و این میتونه ضربه به من بزنه تا روز بهار یا شاید بعد بهار تا اموالم در دست خودم برگرده به نظرم روزهای سختی دارم و هیچی پول ندارم تمام موجودی من الان ۸۰۰ هزار تومنه. و ماهی حداقل ۷ میلیون قسط دارم که نمیدونم چطور باید پرداخت کنم روزهای حسابی دشواری دارم میگذرونم اما خیالم راحته آینده برام روشنه و روزهای خوب برام میاد که دیگه مستقل کار کنم یا حداقل با شریکی وفادار داشته باشم که دست و بالم و نبنده !به وقتش جبران میکنم این خیانت شریکمومیدونی چرا میگم چون قسم خوردیم باهم باشیم روز اول که رفتیم کارخونه گفت من نمیتونم بیام کار کنم منم بهش گفتم. منم با تو میام بیرون برنامه های دارم که تا عید بیشتر از این حرفا درامد داشته باشیم و برنامه های بعد عید براش گفتم. ولی یهو زنگ زد گفت عیب نداره بریم سرکار. تا عید منم قبول کردم و پولامونو تبدیل کردیم به ماشین که سود خوبی هم کرده. الاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهسا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:17

صفحه بندی