سلام خوبی؟
حالت چطوره ؟
سایه ات سنگین شده کم پیدایی!
خب بذارید بگیره عروسیشو مگه چیه ؟؟
بلخره هر ودر مادری دوس داره پسرش و دخترش توی لباس دامادی ببینه خب خودش میخواد هزینه کنه بگیره !
بخدا الان داداشتم میگه عروسی نمیخوام و مامانت میگه عروسی نمیگیرم ولی بعدا پشیمان میشن. میگن کاش میگرفتیم زمان آینده پس روز بعد عروسی جای دعوت بشن برن. میگن ای داد بیداد کاش کا هم عروسی میگرفتیم و غصه میخورن !
نمیدونم والا چی بگم این نظر شخصی منه ! .بد به دلت راه نده. این عروسی هم نکرفتن تا قبل محرم خب تا جای که میدونم داداشت سنگ انداخته که من کار دارم و فلان و بیسار و نمیتونم کارمو ول کنم !
ناراحت هیچی نباش اون دختر هم خب حالا چیزی که میگی ازش ندیدی خب تو خوبی که باهات خوب بودند صد درصد اینحا هم چون خوبی میکنی و محبت میکنی همین جواب میگیری !
گندم ز گندم روید و جو ز جو
تو محبت میکنی و خوبی اونم برای تو قطعا خوبه !
خودت اذیت نکن بد به دلت راه نده حالا اشتباهات پدرشو به پای دختر ننویس !
برچسب:
نویسنده: مهسا اسماعیلی